P1383942771

فواید گریه و عزاداری برای امام حسین(ع)

اجر و مزد گريه برای امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش بسيار عظيم و بزرگ است و خداوند خود ضامن آن است.

امام صادق علیه السلام فرمودند:  حضرت امام حسین علیه السلام با حالى حزین و اندوه کشته شدند و سزاوار است، بر خدا که هیچ حزین و اندوهگینى به زیارت آن جناب نرود؛ مگر آنکه حق تعالى وى را مسرور و شادمان به اهلش برگرداند.  

منبع : کامل الزیارات باب ۳۹ 

خادم الحسین علیه السلام

فواید گریه و عزاداری برای امام حسین(ع)

سوگواری برای امام حسین (ع) در اصل شناسایی ظالمان و مستبدان عالم است. اشک ریختن برای امام، موجب می‌شود انسان یک مبارز تربیت شود؛ مبارزی مجاهد و سرسخت که تاپای جان به مقابله با ظلم و استکبار می‌پردازد.

مجلس عزا و گریه به نام حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ویژگی‌های خاص خود را دارد. ویژگی‌هایی که سبب شده اشک بر امام حسین در دنیا دارای فواید بسیاری باشد و در آخرت نیز به آن پاداشی بزرگ دهند.

وقتی صحبت از عزاداری برای امام حسین (ع) می‌شود و ماه عزا و ماتم برای اهل بیت رسول الله (ص) آغاز می‌شود، شبهه افکنی‌ها علیه عرض ارادت به امام حسین علیه‌السلام و اقامه عزا برای ایشان به راه می‌افتد. برخی می‌گویند این غم‌ها، ناله‌ها و زاری‌ها بیهوده است؟ آنها حتی معترض ائمه اطهار نیز هستند و می‌گویند چرا آنها به شیعیان سفارش کرده‌اند برای حضرت حسین (ع) مجلس عزا برپا کنند. در اصل اینگونه افراد غم را مطلقاً یک مسئله ناپسند به شمار آورده‌اند و اشتباه آنها اینجاست که بین انواع غم فرق نگذاشته‌اند. اگر آنها انواع و اقسام غم و اندوه را می‌شناختند چنین پرسشی برای آنها ایجاد نمی‌شد.

انواع غم

غم چهار نوع است:

۱- غم مَرَضی: یکی از انواع غم که در اصل یک بیماری است و نیاز به درمان دارد، غم مرضی است. این غم هیچ ارزشی ندارد و باید به سرعت درمان شود. در این نوع غم ما شاهد آن هستیم که فرد به یک نوع مریضی روحی دچار شده است و مدام ناراحت و اندوهگین است. مثل غمگین بودن به سبب بیماری روانی حسادت که اگر این صفت ناشایست از بین برود، فرد دیگر غمگین نخواهد بود.

۲- غم طبیعی و دنیوی: در این نوع غم، اندوه فرد به خاطر مسائل دنیایی و مادی است. مثلاً شخص دوست دارد از ثروتمندان باشد، ولی چون به مراد دل خود نرسیده است، ناراحت است. امام صادق (ع) نیز در این موضوع فرموده‌اند: «اَلرَّغْبَةُ فِی اَلدُّنْیَا تُورِثُ اَلْغَمَّ وَ اَلْحَزَنَ وَ اَلزُّهْدُ فِی اَلدُّنْیَا رَاحَةُ اَلْقَلْبِ وَ اَلْبَدَنِ[۱] رغبت به دنیا، غم و اندوه به بار مى آورد و بى اعتنایى به دنیا، مایه آسایش تن و جان است.»

۳- غم انسانی: وقتی انسان به دلیل خواهش‌های فطری خودش چیزی را باارزش و هدف به حساب بیاورد ولی امکان دستیابی به آن را نداشته باشد؛ غم انسانی رخ می‌دهد. مثلاً انسان دوست دارد در دنیا جاودانه باشد، ولی امکان آن وجود ندارد؛ پس فرد اندوهگین می‌شود.

۴- غم عالی: آخرین نوع غم، غم عالی است. این غم است که واقعاً باارزش است و موجب سعادت می‌شود و پاداش دنیوی و اخروی نیز دارد. در این زمینه نیز امام صادق (ع) فرمودند: «نَفَسُ المَهمُوم لِظُلمِنا تَسبیحٌ وَ هَمُّهُ لَنا عِبادَة[۲] نفس کسى که بخاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش براى ما، عبادت است.»

در کنار این احادیث، برخی روایات خاص نیز وجود دارد که بیانگر ارزش والای عزاداری برای اباعبدالله الحسین (ع) است. غم شهادت امام حسین (ع) از آنجا که از نوع غم عالی است، مقایسه آن با دیگر غم‌ها بسیار غلط و نابجا است. غمی که در اصل نشانی حک شده بر قلب‌های مؤمنان است.

از این رو پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةٌ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً[۳] همانا برای شهادت حسین (سلام‌الله‌علیه) آتشى در دل مؤمنان قرار دارد که هرگز سرد نخواهد شد.»

چرا گریه؟

سوگواری و گریه برای اباعبدالله الحسین (ع) در اصل تجدید بیعت با ایشان است. یک بیعتی که قرن‌ها پس از شهادت حضرت ادامه داشته و دارد. انسان با گریه بر مصیبت‌های سیدالشهدا(ع) خط فکری خود را نمایان کرده و میزان انزجار خود را از دشمنان حضرت اعلام می‌دارد. این گریه و اشک نوعی پیمان دوستی بین ما و امام است.

امام رضا (ع) نیز به ریان بن شبیب در حدیثی طولانی سفارش کرده‌اند که برای امام حسین (ع) اشک بریزد: «یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ ثَمَانِیَةَ عَشَرَ مَا لَهُمْ فِی الْأَرْضِ شَبِیهُونَ[۴] ابن شبیب، اگر برای چیزی گریه­‌ات گرفت برای حسین بن علی علیه السلام گریه کن چرا که او را سر بریدند همان گونه که گوسفند را ذبح می­ کنند و همراه او هجده نفر از اهل بیتش که در زمین مانندی نداشتند، کشته شدند.»

مسئله گریه بر امام حسین (ع) مانند الباقی گریه‌ها و سوگواری‌ها نیست که این دو را بایکدیگر مقایسه کنیم و تمام آن انواع را بد بشماریم؛ بلکه گریستن برای امام حسین (ع) از ابتدا متفاوت بوده است. امام صادق (ع) فرمودند: «إِنَّ الْبُکَاءَ وَ الْجَزَعَ مَکْرُوهٌ لِلْعَبْدِ فِی کُلِّ مَا جَزِعَ مَا خَلَا الْبُکَاءَ عَلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع فَإِنَّهُ فِیهِ مَأْجُورٌ[۵]: هر ناله و گریه‌ای ناپسند است مگر نالیدن و گریستن بر حسین بن علی (ع) که همانا آن پاداش دارد.»

آنقدر جنس غمگین شدن در مصیبت امام حسین (ع) با دیگر غم‌ها فرق داشته که سال‌ها قبل از واقعه عاشورا، پیامبر اکرم (ص) ارزش بی‌نظیر اشک ریختن برای امام حسین (ع) را ذکر کرده‌اند و فرمودند: «یا فاطِمَةُ! کُلُّ عَینٍ باکِیَةٌ یَومَ القِیامَةِ إلاّ عَینٌ بَکَت عَلى مُصابِ الحُسَینِ[۶] اى فاطمه! همه چشم‏ها در روز قیامت گریان است جز چشمى که بر مصیبت‏‌هاى حسین بگرید.»

فواید گریه و عزاداری برای امام حسین (ع)

وقتی اشک ریختن در مصیبت‌های امام حسین (ع) به این اندازه مورد سفارش قرار گرفته و برای آن پاداش‌های بزرگی در آخرت ذکر شده است؛ به ما می‌فهماند که این عمل آثار و فواید بسیار مهم دنیایی نیز دارد. یکی از آن آثار گذر از دروازه شور و ورود به دریای شعور است. اشک ریختن برای امام پایان کار نیست بلکه آغازی است برای درک و شعور. این احساس است که بر انگیخته می‌شود و ما را به فکر فرو می‌برد، یک فکر سازنده که با الهام از مصیبت‌ها شکل گرفته است.

دیگر رسالت اشک ریختن برای امام حسین (ع) زنده نگه داشتن نام، یاد و راه حسینی است و این گریه است که رسم شهادت‎طلبی را به عاشقان راه حسینی می‌آموزد و پاسدار خون اباعبدالله (ع) نیز هست.

سوگواری برای امام حسین (ع) در اصل شناسایی ظالمان و مستبدان عالم است. کسانی که سال‌ها بعد از سال‌ها بودند و هستند و راه یزید و یزیدیان را ادامه می‌دهند. اشک ریختن برای امام، موجب می‌شود انسان یک مبارز تربیت شود. مبارزی مجاهد و سرسخت که تاپای جان به مقابله با ظلم و استکبار می‌پردازد و در راه هدف الهی خویش از هیچ ظالمی ترسی به دل ندارد. به علاوه آنکه اشک ریختن برای امام حسین (ع) عشق و علاقه به امام را در نسل‌های بعد به یادگار می‌گذارد و فرهنگ عاشورا را از نسلی به نسل‌های بعد منتقل می‌کند. یادمان نرود که ابزار تبلیغ فرهنگ حسینی در دستان حضرت زینب و امام سجاد (سلام‌الله‌علیهما) اشک بر حضرت اباعبدالله (ع) بود.

سخن آخر

غم دارای انواع مختلفی است و تمامی انواع آن زشت و بیهوده نیست. بلکه یکی از انواع چهارگانه غم، غم عالی است که انسان را رشد می‌دهد و برای انسان هدف تعیین می‌کند. غم و اندوه کشیدن بار مصیبت اباعبدالله (ع) و گریستن در عزای آن حضرت از غم‌های عالی‌ای است که علاوه بر پاداش در آخرت، آثار و فوائد دنیوی زیادی نیز دارد.

جهان استکبار و ظالمان و مستبدان عالم از آنجا که می‌دانند مجالس روضه و اشک بر امام حسین (ع) حکومت آنها را ویران می‌کند با شبهه پراکنی علیه این غم عالی قصد دور کردن جوانان از این مجالس را دارند.

پی‌نوشت‌ها:

[۱] . تحف العقول، ص ۳۵۸

[۲] . شیخ مفید، امالى، ص ۳۳۸

[۳] . حاجی نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۰ریا، ص ۳۱۸

[۴] . شیخ حر عاملی، وسائل‏‌الشیعة ج ۱۳، ص: ۵۰۳

[۵] . همان،ج۱۴، ص۵۰۶

[۶] . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۴، ص۲۹۳

منابع:

باشگاه خبرنگاران جوان

خبرگزاری فارس

Untitled-2

تقويم هجري شمسي

تقويم هجري شمسي

 

تقويمي كه ما از آن استفاده مي‌كنيم، يكي از دقيقترين و مناسبترين تقويم‌هاي جهان است، اما متاسفانه فقط اندكي از ما آن را به خوبي مي‌شناسيم و تاريخچه به وجود آمدن آن را مي‌دانيم. براي مثال، برخلاف تصور عموم، تقويمي كه امروز از آن استفاده مي‌كنيم، قدمت ۱۳۸۶ ساله ندارد، بلكه در همين دو قرن اخير تدوين شده است. ابتدا با مفهوم سال شمسي حقيقي آشنا شويد.

 

سال شمسي حقيقي

 

مدت زمان بين دو عبور متوالي مركز خورشيد از نقطه اعتدال بهاري است و مدت متوسط آن در ساعت ۱۲ زيجي تاريخ صِفر ژانويه ۱۹۰۰ ميلادي، ۲۴۲۱۹۸۷۸/۳۶۵ شبانه‌روز يا معادل ۳۶۵ شبانه‌روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقيقه و ۹۷/۴۵ ثانيه حساب شده است. مدت متوسط سال شمسي حقيقي، ثابت نيست و سالانه معادل ۰۰۰۰۰۰۰۶۱۴/۰ شبانه‌روز يا ۰۰۵۳۰/۰ ثانيه از مدت متوسط سال شمسي حقيقي كاسته مي‌شود. مدت متوسط سال شمسي حقيقي ثابت نيست و بر اثر تغييرات تعدادي از مشخصه هاي نجومي، تغيير مي‌كند. (صياد ۱۳۷۳، ص ۲۹)

مركز تقويم مؤسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران

Untitled-2

اقتصاد...

اقتصاد

اقتصاد

مقدمه

اقتصاد چیست

موضوع علم اقتصاد

تعریف اقتصاد

روشهای تحقیق ، تحلیل و طرح مسائل اقتصادی

روش شناسی

قیاس منطقی

استقرایی منطقی

روش قیاس

روش استقرای

فرضیه

نظریه

مبانی اقتصاد اسلامی

مقدمه

قبل از قرن هفدهم ، علم و فلسفه با یگدیگر در قلمرو معارف بشری مورد تحقیق واقع می شدند و مرز مشخصی میان آن دو وجود نداشت ، تا آنکه در دوران رنسانس ، فرهنگ اومانیسم زمینه های شناخت مسائل اجتماعی را از طریق عقل و تجربه به وجود آورد ؛ این روند در خلال قرن هفدهم آنچنان شتاب یافت که باعث شد در ابتدای قرن هجدهم زمزمه ی استقلال و جدایی علوم اجتماعی از فلسفه آغاز شود ؛ و پدیدۀاستقلال و انفکاک علوم اجتماعی از فلسفه نیز به طور طبیعی این اندیشه را نمودار ساخت که پدیدۀ اجتماعی ویژگی های منظمی دارند و قانون حاکم بر رفتار اجتماعی همانند قانونمندی حاکم بر جهان ماده و طبیعت است .

در مورد اقتصاد هم ، اندیشمندان اقتصادی معتقد بودند که فعالیت های انسان در تولید ، توزیع و مصرف تابع قوانین طبیعی است که باید آنها را شناخت تا آنکه بتوان روابط علمی بین پدیده های اقتصادی را تبین کرد . از آنجا که این قوانین طبیعی است پس ، مناسب ترین قوانینی هستند که می توانند تعادل به وجود آورند ، به شرط اینکه در وضعیت طبیعی و آزادبکار روند و دولت یا اخلاق یا دین ، در عملکرد آنها دخالتی نکنند(نظر تبیین متن در سایت عدم شناخت از موضوعات مطروحه در اقتصاد و پیروی از یک نظام منسجم و هماهنگ در روند رشد و تعالی اقتصاد) . بنابراین پدیده های عینی اقتصادی و رفتار های انسان عاقل اقتصادی در صحنه اقتصاد ، همانند دیگر رخداد های فیزیکی ، تابع رابطه علمی مشخص است و با روش تجربه قابل ملاحظه و بررسی است . واقعیت این است که پیدایش رفتار های اقتصادی ، تصادفی و اتفاقی نیست ، بلکه نظام علّی و معلولی بر آنها حاکم است ؛ به گونه ای که می توان در سایه رابطه علیت ، این رفتار ها را تفسیر کرد ؛ ولی نباید از نظر دور داشت که یکی از اجزاء علت تامه و این رفتار ها و رخدادهای عینی اراده و اختیار انسان است . رابطه اقتصادی در جامعه الزاما”در چهارچوب یک نظام اقتصادی ، شکل می گیرد و نظام اقتصادی هم بدون « جهت » و « هدف » پذیرفته نیست و « باید » های که « جهت » و « هدف » نظام اقتصادی را تبیین می کنند ؛ « باید » های مبانی نامیده می شود .

اقتصاد چیست

انسان با توجه به تمایلی که به ارضای نیاز های خود دارد ، سعی می کند که با صرف حداقل تلاش یا هزینه ، حداکثر نتیجه را به دست آورد ، این راه و روش ، اصل اقتصاد نامیده شده ، فرد تحت تأثیر هر مشرب خاص که باشد ، لازم است بر مبنای این اصل رفتار کند . بنابرین ، « اقتصاد » علمی است که رفتار و رابطه انسان را با اشیای مادی مورد نیاز او که به رایگان در طبیعت نمی یابد ، مطالعه می کند . مطالعه اقتصاد باید درک ، بیان و تا حدی پیش بینی رفتار اقتصادی انسان را امکان پذیر سازد . این مطالعه باید به بهبود رفاه مادی فردی و اجتماعی بشر کمک کند ؛ بنابرین می توان ادعا کرد که اقتصاد ، قبل از هر چیز ، به تجزیه و تحلیل و تو ضیح شرایط و روابطی که در قلمرو رفاه مادی قرار دارد ، می پردازد . و اقتصاد بر خلاف علوم طبیعی ، علم محض نیست ؛ بلکه مجموعه اصول و قواعدی است که تحت تأثیر اراده بشر قرار می گیرد .

موضوع علم اقتصاد

موضوع اقتصاد عبارت است : از ثروت (کالاها ، خدمات و منابع ) از حیث چگونگی تولید ، توزیع و مصرف آن . مقصود از « ثروت » جنبه مالیت و ارزش کالاها و خدمات است ، نه جنبه عینیت اموال ؛ بنابرین ثروت از نظر ارزشمند بودن و مالیت موضوع اقتصاد است .

ثروت ،از حیث چگونگی رشد ، توزیع و به مصرف رساندن آن موضوع اقتصاد است ، نه از حیث آن به این شخص یا آن شخص

تعریف اقتصاد

یکی از معانی اقتصاد در لغت ، میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط در هر کاری است . در آیه « و اقصد فی مشیک » نیز به همین معنی آمده است .

از آن نظر که اعتدال در هزینه زندگی یکی از مصادیق میانه روی بوده ، کلمه « اقتصاد » دربارۀ آن بسیار استعمال می شده است تا آنجا که در به کار گیری عرفی از « اقتصاد » غالبا” همین معنی مقصود بوده است . اقتصاد از معانی عرفی خود (میانه روی در معاش و تناسب دخلو خرج ) ، تعمیم داده شده و معادل economy قرار گرفته است .

به هر حال برای « اقتصاد » که اقتصاددانان از بحث می کنند تعاریف مختلفی ارائه شده است .

ارسطو : علم اقتصاد یعنی مدیریت خانه .

آدام اسمیت : اقتصاد ، علم بررسی ماهیت و علل ثروت ملل است .

استوارت میل : اقتصاد ، عبارت است از بررسی ماهیت ثروت از طریق قوانین تولید و توزیع

ریکاردو :اقتصاد علم است .

آلفرد مارشال : اقتصاد ،عبارت است از مطالعه بشر در زندگی شغلی و حرفه ای . در تعریف دیگر : علم اقتصاد بررسی کردار های انسان در جریان عادی زندگی اقتصاد یعنی کسب درامد و تمتع از آن برای تربیت دادن زندگی است .

روشهای تحقیق ، تحلیل و طرح مسائل اقتصادی

روش شناسی

اقتصاد دارای روش های تحقیق ، تحلیل و بیان موضوعاتی است که در بعضی از آنها با سایر علوم مشترک است . در اقتصاد دو روش شناخته شده « روش قیاسی » و « روش استقرای » برای شکل دادن به نظریه های اقتصادی مورد استفاده قرار می گیرد . مبنای اصل روش قیاسی ، قیاسی منطقی و مبنای اصلی روش استقرای ، استقرای منطقی می باشد .

قیاس منطقی

حجتی است که در آن ، ذهن از قضایای کلی ، نتیجه ای جزئی را استنتاج می کند ؛ به تعبیر دیگر ، قولی است ، فراهم آمده از چند قضیه ، به نحوی که از آن قول ، به طور ذاتی قول دیگری لازم آید . قیاس منطقی عمل ذهن برای استنتاج از کلی است .

استقرایی منطقی

حجتی است که در آن ذهن از قضایای جزئی به نتیجه ای کلی می رسد و از محسوس به معقول یا از پدیده به قانون میرسد . در این استدلال ، در واقع بخشی از قضایای جزئی دیده شده و سپس حکم آن به همه موارد تعمیم داده شده ، قانون کلی استخراج می شود .

روش قیاس

روش قیاسی ، عبارت است از روش استدلال عقلی و انتقال از معلول به علت یا بر عکس ، با استفاده از لازم و ملزوم ها و روابط منطقی میان قضایا ، برای اثبات یک نظریه کلی .

روش استقرای

عبارت است از روش استدلال از بررسی جزئیات و داده های آماری و عینی به هدف دستیابی به نتایج و قواعد و احکام عام و کلی ؛ به عبارت دیگر ، حرکت از جزئی به کلی برای تکوین یک نظریه را روش استقرایی گویند . در این روش استدلال لبتدا از طریق تحقیقات تجربی پدیده های اقتصادی مورد مشاهده قرار می گیرند و سپس با تعمیم نتایج روابط خاص مشاهده شده در پدیده ها ، قواعد و قضایایی کلی و عام ، به صورت یک نظریه یا قانون اقتصادی ارائه می شود .

فرضیه

نتایج و قواعد به دست آمده از فرضها در مورد یک پدیدۀ اقتصادی را با استفاده از روابط و دلایل منطقی ، یک فرضیه اقتصادی گویند .

نظریه

با آزمون تجربی یک فرضیه اقتصادی و با تأیید نسبی روابط و قواعد ارائه شده در آن ، به وسیله تحقیقات تجربی در مورد پدیده های خاص اقتصادی ، یک نظریه ساخته می شود . تکرار تأیید نسبی تجربی یک فرضیه ، آن را به صورت یک قانون در می آورد . این نظریه یا قانون خود می تواند به عنوان فرض های یک نظریه دیگر اقتصادی به صورت قواعد کلی در روش قیاسی به کار رود .

دانشنامه رشد

عمده فروشي سبزيجات حاج علی دهقاني ابري

چوب خط..

چوب‌خط(چوقط)

چوب‌خط(چوقط)

چوب خط. [ خ َ ] (اِ مرکب ) قطعه چوبی که بر آن هر دفعه که از کسی چیزی به نسیه خرند خطی یا بریدگی پدید آرند، تا گاه محاسبه آن خطوط و بریدگیها بر دفعات خرید دلیل باشد.

علامت و بریدگی بر چوب پدید آوردن بنشانی یک دفعه خرید جنس ۰ بر چوب خط زدن ۰

قطعه چوبی متداول مابین بایع و مشتری که بالای آن را پهن کرده تاریخ میگذارند و هرگاه مشتری چیزی از بایع می خرد با کارد یا گزلک خطی بر آن چوب میکند تا نشانه باشد مبلغ و یا مقداری را که در میانه ٔ خود قرار داده اند. (ناظم الاطباء). || برای طلب خیرات یا قرض چوبی نزد مسئول ٌ عنه بفرستند و او خطی بر آن کشد و این نشان وعده باشد. (آنندراج ). || چوب باریکی که نوآموزان بدست گیرند و با آن بر سطور کتاب خط برند تا انگشتشان با خطوطکتاب تماس پیدا نکند. گاهی آن را از کاغذ و مقوا کنند و بهمین نام نامند.

 

چوب‌خط روشی ساده و بسیار قدیمی برای شمارش بوده است که در آن از اصل تناظر یک‌به‌یک استفاده می‌شود. به عنوان مثال در شمارش تعداد گوسفندان برای هر گوسفند یک انگشت تا می‌شود. سابقه کاربرد چوب‌خط به گذشته‌های پیش از تاریخ می‌رسد و باستان‌شناسان نمونه‌ها و شواهد بسیاری از آن یافته‌اند.در واقع بهترین راه شمارش در قدیم بوده است.

 چند نمونه چوب‌خط نگهداری‌شده در یک موزه

در یکی از ساده‌ترین حالت‌ها، چوب‌خط تکه‌ای چوب یا استخوان بوده که روی آن به شمار بارهائی که رویدادی مانند طلوع خورشید یا زدن شکار رخ می‌داد حک می‌شد. در این حالت چوب‌خط کاربرد یادآوری داشت. گاه گره زدن ریسمان یا نگهداری دانه‌های سنگ یا حبوبات نیز برای این منظور بکار می‌رفت. تسبیح یادگاری از این نوع ابزار یادآوری است که از روزگار کهن تا امروز باقی‌مانده است.

 

چوب خط در فرهنگ عامه

در اصطلاح وقتی می‌گویند چوب خط کسی پر شده یعنی دیگر فرصتی برای انجام آن کار خاص وجود ندارد و یا شخص دیگر حق چیزی را ندارد. یا مدت آن چیز تمام شده و راه حل دیگری ندارد …..

 

منابع:

پارسی ویکی

فرهنگ واژگان فارسی به فارسی 

ویکی‌پدیا

تهیه و تنظیم: عمده فروشي سبزيجات حاج علی دهقاني ابري

Untitled-1

نرخ نامه های عمومی، لینک برگزیده فعالیت میوه و تره بار و ساماندهی مشاغل

لینک برگزیده فعالیت میوه و تره بار و ساماندهی مشاغل

نرخ نامه های عمومی سازمان میادین میوه ،تره بار و ساماندهی مشاغل شهرداری مشهد